خودزنی، تعرض جنسی و گرسنگی در بند زنان زندان سپیدار؛ جهنم همین‌جاست

1
Picture of محمد یراحی
محمد یراحی

...خوب بودن کافیست

سازمان حقوق‌بشری «کارون» اخیرا در گزارشی درباره بند نسوان زندان «سپیدار» اهواز، آن را به «گورستان خاموش زنان» تشبیه کرده است؛ زندانی که در آن نه تفکیک جرایم صورت می‌گیرد و نه زندانیان زن که اغلب عرب هستند به حداقل‌های زندگی در دیگر زندان‌های ایران دسترسی دارند.

«ایران‌وایر» در گفت‌وگو با دو زندانی سابق که در بند نسوان زندان سپیدار که در بلوار انصار اهواز واقع شده، به واقعیت‌های تکان‌دهنده‌ای از زندگی هر روزه حدود۴۰۰ زن در این زندان پی برده است، از جمله شکنجه زنان زندانی با گرسنگی، دادن داروهای اعصاب و روان و تعرض جنسی کلامی و فیزیکی زندانیان زن عرب به‌ویژه در دوران بازجویی در بازداشتگاه آگاهی اهواز.

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌وایر، شرایط این بند که خود شامل ده بند با ازدحام جمعیت است، به قدری غیرقابل تحمل است که روزانه، یکی دو زن زندانی اقدام به پایان دادن به زندگی خود می‌کنند. آب فاضلاب در بندهای زندان جاری است و در حالی‌که اغلب زندانیان به شدت فقیرند و بوفه زندان نیز با وجود گرانی اجناس، چیزی برای فروش ندارد، از گرسنگی و سوءتغذیه رنج می‌برند.

یکی از زنانی که با ایران‌وایر گفت‌وگو کرده، مدت ۶ ماه را در سن ۱۴ سالگی در زندان سپیدار بوده، او می‌گوید که زیر فشار بازجویی‌های اطلاعات خونریزی شدید و لامنقطعی داشته ولی با این‌حال فقط به او ماهی یک بسته کوچک نواربهداشتی می‌دادند و زندان‌بانان زن از او می‌خواستند که به جای نواربهداشتی، پارچه بگذارد.

فرد دیگری از هم‌بندی‌اش می‌گوید که «شاد و شنگول» وارد زندان شده ولی مسوولان زندان با دادن قرص‌های آرامبخش کاری کرده بودند که فقط به حد غذا خوردن می‌توانسته بیدار بماند و باقی روز و شب را در خواب بوده است.

حجاب در این بند حتی در داخل بندها هم اجباری است و زنان باید لباس‌های گشاد و بلند بپوشند، در مراسم صبحگاه شرکت کنند و به پرچم جمهوری اسلامی ادای احترام کنند تا به آن‌ها صبحانه بدهند.

سپیدار؛ سربازخانه‌ای که حجاب اجباری در آن حکمفرمایی می‌کند

بر اساس اطلاع ایران‌وایر، بند نسوان زندان سپیدار اهواز یا آن‌گونه که مقامات زندان می‌گویند «اندرزگاه نسوان»، از ده بند کوچک که برای حدود ۲۰ الی ۲۲ نفر ساخته شده، تشکیل می‌شود. اما این بندها، بعضا تا بیش از دو برابر ظرفیت خود، یعنی حدود ۴۰ نفر را در خود جای می‌دهند. منابع ایران‌وایر تایید کرده‌اند که به‌ویژه در زمان اعتراضات سال‌های گذشته در خوزستان، زنان و دختران جوان و نوجوان بسیاری به این زندان آورده شده و به‌دلیل نبودن تخت در بندهای کوچک این زندان، ناچار بودند برای ماه‌ها «کف‌خوابی» کنند.

در این بندها، حتی در داخل بند که فقط زنان زندانی و زندانبانان زن اجازه تردد دارند حجاب اجباری حکم‌فرماست، زنان زندانی ناچارند هر روز صبح قبل از این‌که جیره صبحانه‌شان به آن‌ها داده شود، صف بایستند و در مراسمی شبیه مراسم صبحگاه سربازخانه‌ها سرود جمهوری اسلامی را بخوانند، به پرچم ادای احترام کنند و بعد اجازه دارند صبحانه بخورند: «زنان مجبورند لباس گشاد و بلند بپوشند. موهایشان را حق ندارند باز بگذارند، حتی داخل بند هم که همه زن هستند، حق ندارند موهایشان باز باشد. تصور کنید زندانی که در چنین شرایط وحشتناکی نگه‌داری می‌شود،ساعت ۸ صبح مجبور می‌کنند سرود ملی بخواند و مراسم احترام به پرچم اجرا کند. درست مثل سربازخانه. این کار هر روزمان بود. بعد از این مراسم صبحانه می‌دادند به ما. ساعت ۹ شب هم خاموشی بود و مجبور بودی بخوابی.»

یکی از منابع مطلعی که با ایران‌وایر گفت‌وگو کرده‌، همچنین از مقررات سفت و سخت حاکم بر ارتباط زندانیان با هم نیز خبر داده و می‌گوید: «به‌خصوص برای زندانی‌های سیاسی، وقتی اعتراضی رخ می‌دهد و عده‌ای را بازداشت می‌کنند، خیلی مراقبند که این‌ها با زندانیان سیاسی قدیمی نتوانند حرف بزنند. شرایط برای دخترهای بهایی هم همین‌طور بود. آن‌هم در زندانی که از تفکیک جرایم خبری نیست و گاهی دختربچه‌های ۱۴-۱۵ ساله را با متهم به قتل در کنار هم می‌اندازند و آن بچه روایت قتل می‌شنود.»

پیش‌تر «سپیده قلیان»، فعال مدنی و زندانی سیاسی نیز که مدتی را در سپیدار اهواز محبوس بوده در کتابش «تیلاپیا خون هورالعظیم را هورت می‌کشد»، درباره تلاش مسوولان زندان برای جلوگیری از دوستی زندانیان با هم نوشته بود: «در آغوش کشیدن در سپیدار ممنوع بود. اما قلب‌هایمان برای هم و آغوش هم می‌تپید. فردای آن روز داشتم با باران چای شیرین و نان می‌خوردم که گفتند: قلیان اعزام!»

به گفته منابع ایران‌وایر، «فاطمه میرزایی»، رییس بند نسوان و زن دیگری با نام «فاطمه نیسی»، مسوول پرورشی بند زنان سپیدار شخصا در ایجاد چنین شرایطی برای زنان زندانی نقش دارند. مقررات سخت و تحقیر زنان زندانی، زیر نظر آن ها صورت گرفته و این دو در پوشاندن چهره واقعی زندگی صدها زندانی زن در سپیدار در بازدیدهای قوه قضاییه مستقیما وارد عمل می‌شوند.

درباره فاطمه نیسی، پیش‌تر نیز وب‌سایت «کانون حقوق‌بشر ایران»، نزدیک به سازمان مجاهدین خلق اطلاع‌رسانی کرده است. نام و تصویر او به‌عنوان یکی از «شکنجه‌گران زندان سپیدار» منتشر شده است.

گرسنگی، قرص‌های اعصاب فاضلاب توی بند و خون روی کف‌پوش کریدورها

منابع ایران‌وایر می‌گویند که سهمیه غذایی که هر روز به زندانیان زن در زندان سپیدار داده می‌شود، ناچیز است و زندانیان همیشه «گرسنه» هستند: «کل هفته غذا یک بار یتیمچه بود، یک بار لوبیا چیتی، ماکارونی و دو بار در ماه هم مرغ می‌دادند که اگر شانس می‌آوردی یه تکه مرغ توی بشقابت می‌آمد. سهمیه روزانه نان، دو نان لواش بود که هم باید آن را صبحانه می‌خوردی، هم ناهار و هم شام. میوه و این‌ها اصلا نیست. در زندان‌های دیگر سهمیه میوه دارند و حالا دو روز در هفته یک سیبی پرتقالی چیزی می‌دهند. در اهواز اصلا از میوه خبری نیست. تصور کنید زندانی نمی‌تواند کار کند، اغلب‌شان سرپرست خانواده هم هستند و خیلی از آن‌ها نمی توانستند خرج خودشان را پرداخت کنند و با این شرایط در زندان گرسنه می‌ماندند.»

به گفته یک زندانی سیاسی سابق که مدتی را در بند نسوان سپیدار محبوس بوده: «بیماری‌های اعصاب در زندان سپیدار غوغا می‌کند. تا می‌گفتی نمی‌توانم تحمل کنم یک مشت قرص برایت می‌نوشتند و هر روز خودشان بهت می‌دادند. هم‌بندی خودم، مادر بود و از بچه‌اش جدا بود. اسمش سمیه بود. نمی‌دانم به این زن چه قرصی می‌دادند که صبح می‌خورد تا ساعت ۸ شب می‌خوابید و شب بلند می‌شد. یک چیزی می‌خورد و دوباره می‌خوابید تا صبح. یعنی این زن اصلا بیدار نبود و بعضی وقت‌ها دو روز پشت هم می‌خوابید. کسانی که موقع ورودش به زندان او را دیده بودند، می‌گفتند خیلی شاد و شنگول بوده و مدام بگو بخند می‌کرده، نابودش کرده بودند. بیدار می‌شد نمی‌دانست چند شنبه است. فقط هم او نبود. ۹۰ درصد زندانی‌ها قرص آرامبخش مصرف می‌کردند.»

وضعیت غیرقابل زیست در بند زنان سپیدار به همین‌جا ختم نمی‌شود، دیگر منبع ایران‌وایر که به‌دلایل امنیتی نام او نزد ما محفوظ است، می گوید که روزی نیست که کریدورهای بند زنان با خون زنانی که خودزنی کرده‌اند و می‌خواستند جان خود را بگیرند، سرخ نشود: «رسما هر روز، یک یا دو خانم خودکشی و خودزنی می‌کردند. کریدور زندان سپیدار روزانه باید از خون این خانم‌ها پاک می‌شد. می‌بردندشان به بهداری یا بیرون از زندان که دست‌هایشان را بخیه بزنند. فشار روانی که به زنان در زندان سپیدار وارد می‌کنند، خیلی زیاد است.»

این زندانی سیاسی سابق، می‌گوید که به‌جز همه این شرایط، زنان زندانی در سپیدار باید در فاضلاب‌های بالازده و زندگی ناچیزشان که آب فاضلاب در آن سرازیر می‌شود هم دست و پنجه نرم کنند: «فاضلاب توالت‌های زندان هر روز گیر می‌کردند و آب فاضلاب سرازیر می‌شد در بندها. این زن‌ها، به‌رغم حبس و بدبختی و گرسنگی ود وری از خانواده، مجبور بودند در جایی زندگی کنند که آب فاضلاب هم بالا می‌زد. هر چقدر درباره بند نسوان سپیدار صحبت کنیم، کم است.»

آسیب ناشی از تعرض جنسی و بیماری‌های واگیر؛ سوغات سپیدار برای زنان زندانی

بررسی‌های ایران‌وایر نشان می‌دهد که در زندان سپیدار، به ویژه  در بند زنان، اصل تفکیک جرایم از اساس رعایت نمی‌شود. مقامات زندان به بهانه کم بودن تعداد زندانیان، جرایم خطرناک و جرایم مالی خرد را با هم نگه می‌دارند: «مثلا زنانی هستند که وام گرفته‌اند، نتوانسته‌اند پرداخت کنند. این اصلا که مجرم نیست، از فقر است ولی زن و بچه خردسالش را آورده‌اند انداخته‌اند کنار زندانی‌های جرایم سنگین‌، مثل قتل.»

او همچنین به گروهی از زندانیان که به‌دلیل روابط جنسی بیرون از ازدواج بازداشت شده و مقامات زندان آن‌ها را «خانه فسادی» می خوانند، اشاره کرده و می‌گوید: «زندان‌بان‌ها مدام تحقیرشان می‌کنند و به آن‌ها خاله‌خانم، خانم رییس و این لقب‌ها را می‌دهند.»

او توضیح می‌دهد: «دخترهایی بودند با این اتهام و یا اتهام مواد که دست و پایشان را در آگاهی اهواز زیر شکنجه موقع بازجویی شکانده بودند. یکی‌شان که بیست و پنج ساله‌ش بود، اتهامش مواد بود. می‌گفت که توی بازجویی آگاهی اهواز موقع بازجویی اول من را خیلی زدند و بعد بازجو آمد سینه‌هایم را فشار داد. می‌گفت به قاضی گفتم، قاضی گفت تو دروغ می‌گویی.»

او با اشاره به تحقیرها و آزارهای جنسی کلامی موقع بازجویی نیز می‌گوید: «این به‌غیر از پرونده به قول خودشان خانه فسادی‌هاست که کل روند تحقیق خودش نوعی تعرض جنسی است. سوالاتی را از آن‌ها می‌پرسیدند و جواب می‌خواستند که واقعا آزاردهنده است. رفتار با زنان بازداشتی در چارچوب دادگاه انقلاب اهواز، خیلی ظالمانه است. هر کدام از این زن‌ها یک کتاب از شکنجه و تعرض جنسی لفظی و فیزیکی دارند. تازه خیلی‌ها هم حاضر نبودند چیزی بگویند.»

منبع ایران‌وایر از یکی بودن محل نگهداری زندانیان مبتلا به بیماری‌های واگیردار، مانند بیماری‌های پوستی، سل و هپاتیت با بقیه زندانیان نیز خبر داده و می‌گوید: «سالم می‌روی زندان، با هزار مشکل بیرون می‌آیی. تازه خیلی از زنان با بچه هایشان آن‌جا هستند. بعضی‌ها مشکل روانی داشتند، آن‌ها را می فرستادند بیمارستان روانپزشکی و بعد دوباره می‌گرداندند زندان.»

۲ تلفن برای ۴۰۰ زندانی

در ویدیویی که رسانه‌های ایران از آخرین بازدید مقامات جمهوری اسلامی از بند زنان زندان سپیدار منتشر کردند، «انسیه خزعلی»، معاون امور زنان و خانواده «ابراهیم رئیسی»، گفته بود که «جای خرسندی است که تعداد زندانیان زن کم است.» او در مصاحبه دیگری نیز به صداوسیما گفته بود: «وضعیت زندان‌ها از خوابگاه‌های دانشجویی هم بهتر است.» 

این در حالی است که گزارش‌های رسیده به ایران‌وایر نشان می‌دهد که بند زنان زندان سپیدار با حدود ۴۰۰ زندانی، تنها دو تلفن دارد که آن هم در اتاقی است که معمولا ساعت ۳ بعدازظهر درب آن قفل می‌شود. بر اساس این گزارش‌ها، زندانی‌ها هر روز ناچارند در صف‌های طولانی بایستند تا شاید بتوانند چند دقیقه با عزیزان‌شان، از جمله فرزندان خود که به‌همراه ندارند، صحبت کنند.

به اطلاع ایران‌وایر رسیده که در اتاق تلفن، یک مخبر همیشه حضور دارد که محتوای مکالمات زندانیان را به گوش مقامات زندان و رییس بند و مسوول پرورشی آن می‌رساند.

بر این اساس بقیه حداقل‌های زندگی نیز از زندانیان زن این زندان، که خود اغلب در فقر غوطه‌ورند سلب شده است: «زندانی‌ها دسترسی به یخچال ندارند. خرید خاصی هم ندارند چون بوفه چیزی ندارد. دو بار در ماه در بوفه باز می‌شد و همه چیز را هم ده برابر قیمت می فروخت که کسی نمی‌توانست بخرد. تصور کنید، نوار بهداشتی آن موقع بیرون دو هزار تومان بود، داخل زندان ۲۰ تومان. من ۱۴ ساله بودم، در اداره اطلاعات از بس فشار روانی زیادی به من آوردند، خونریزی شدید گرفتم و شش ماه خونریزی داشتم. بعد از این همه سال هنوز هم کم‌خونی دارم. در آن مدت به من فقط یک بسته نوار بهداشتی می‌دادند. بچه هم بودم ولی به من می‌گفتند اگر کم می‌آید پارچه بگذار.»

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
Print

دیدگاهتان را بنویسید