مراسم چهلم جاویدنامان؛ سوگواری که به صدای اعتراض بدل شد

101010101010
Picture of محمد یراحی
محمد یراحی

...خوب بودن کافیست

در جوامعی که تحت فشار سیاسی و اجتماعی قرار می‌گیرند، حتی آیین‌های سوگواری نیز کارکردی فراتر از سنت به خود می‌گیرند. سوگ به حافظه جمعی تبدیل می‌شود، و حافظه جمعی گاه به میدان اعتراض. آنچه در هفته‌های اخیر در شهرهای مختلف ایران رخ داده، نمونه‌ای روشن از همین دگرگونی است: مراسم‌های چهلم جان‌باختگان اعتراضات، به صحنه‌هایی از همبستگی، خشم فروخورده و مطالبه‌گری عمومی بدل شده‌اند.

بر اساس گزارش‌ها، مراسم چهلم جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه دست‌کم در ۱۵ شهر ایران برگزار شد؛ از جمله همایون‌شهر، نورآباد ممسنی، مبارکه اصفهان، کرج، بابل، نجف‌آباد، شهرهایی از استان گیلان، لنگرود، قزوین، نیشابور، محلات، شاهین‌شهر، یزدانشهر، مشکین‌دشت استان البرز و چاف. هم‌زمان خبرهایی نیز از بازداشت شهروندان در سمنان و کرمان منتشر شد؛ نشانه‌ای از آن‌که این آیین‌های سوگواری زیر سایه نظارت و فشار امنیتی برگزار می‌شوند.


سوگواری که به راهپیمایی انجامید

در نخستین جمعه اسفند، همایون‌شهر اصفهان میزبان مراسم چهلم حسام شومالی بود. این مراسم با هم‌خوانی ترانه‌ای اعتراضی همراه شد:

«اگر که جان دادیم، اگر جوان دادیم، بهای انسان بود برای آزادی.»

مادر او در میان جمع گفت:

«خدا قاتلینش را رسوا کند.»

پس از پایان مراسم، جمعیتی چند هزار نفری به راهپیمایی پرداختند و شعارهایی علیه حاکمیت سر دادند. حضور گسترده مردم نشان می‌داد که مرز میان سوگواری و اعتراض تا چه اندازه باریک شده است.

در نورآباد ممسنی نیز ویدیوهای منتشرشده از تجمع گسترده مردم حکایت داشت. در یزدانشهر، شرکت‌کنندگان شعارهایی با مضامین سیاسی و ساختارشکنانه سر دادند. مراسم چهلم دانیال دیانی نیز با شعارهایی علیه جمهوری اسلامی برگزار شد و شرکت‌کنندگان بر ادامه مسیر اعتراضی تأکید کردند.


روایت زندگی‌هایی که به نماد بدل شدند

بسیاری از این مراسم‌ها حول زندگی‌های کوتاه اما تأثیرگذار شکل گرفتند.

در کرج، مراسم چهلم غزل دمرچلی، نوجوان ۱۷ ساله، با حضور گسترده مردم برگزار شد. در بابل، مردم بر مزار عرفان آزرده، جوان ۲۰ ساله‌ای که با شلیک چهار گلوله کشته شد، گرد آمدند و او را «گلی پرپر شده، هدیه به میهن» خواندند.

در مبارکه اصفهان، مراسم چهلم مهدی فخاری با دف‌نوازی، شعار و حتی خواندن «تولدت مبارک» برگزار شد؛ تلاشی نمادین برای زنده نگه داشتن یاد او در میان مرگ و سوگ.

در لنگرود، چهلم عباس آرزو، مربی فوتبال، با پخش قطعه «وطن عشق من» و تشویق حاضران همراه بود. گزارش‌ها حاکی است او پس از اصابت گلوله و انتقال به پارک، با ضربات باتوم جان باخت.


گورستان‌ها؛ از سکوت تا فریاد

در نجف‌آباد، تصاویر شبانه نشان می‌دهد که جمعیت گسترده‌ای در آرامستان گرد آمدند؛ شمع روشن کردند، ترانه پخش کردند و شعار دادند. گورستان، که معمولاً نماد سکوت است، به فضایی برای فریاد جمعی بدل شد.

در قزوین، خانواده نازنین‌زهرا اسمی‌خانی بر مزار او قند سابیدند؛ آیینی سنتی که با سوگ سیاسی درهم آمیخت. همچنین مراسم چهلم مهدی کشاورز، نوجوان ۱۶ ساله، با شعار «قسم به خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان» برگزار شد.

در نیشابور، با وجود استقرار ایست‌های بازرسی، مردم برای حضور در مراسم چهلم بهار شاه‌مهری به مسیر خود ادامه دادند. در محلات نیز مراسم چهلم بهنام کاشانی و رستم مبارک‌آبادی با سرود و شعار همراه بود.


بازداشت‌ها در سایه مراسم

در کنار این گردهمایی‌ها، گزارش‌هایی از بازداشت منتشر شد.

در سمنان، مأموران لباس شخصی جواد عرب‌عامری را که پیش‌تر در ویدیویی شعار اعتراضی داده بود، با ضرب و شتم بازداشت کردند. تلفن همراه و وسایل شخصی او نیز ضبط شد.

در کرمان، فاطمه (سارا) میرجعفری، روان‌درمانگر ۲۹ ساله، با یورش مأموران به محل کارش بازداشت شد. او حدود یک هفته بازجویی شد و سپس به زندان منتقل گردید. پس از گذشت هفته‌ها، خانواده‌اش همچنان بی‌اطلاع از وضعیت او هستند.

ویدیویی دیگر نشان می‌دهد دانش‌آموزان برای پدر صدرا سلطانی، که در اعتراضات کشته شد، در مدرسه مراسم چهلم برگزار کردند. این معلم با دیدن تصاویر فرزندش گریست؛ صحنه‌ای که بُعد انسانی این رویدادها را عریان می‌کند.


چهلم؛ آیینی مذهبی، کارکردی سیاسی

آیین چهلم در فرهنگ شیعی، ریشه‌ای عمیق دارد و یادآور سنت سوگواری برای کشته‌شدگان تاریخی است. همین پیشینه مذهبی، به این مراسم‌ها مشروعیتی فرهنگی می‌بخشد که مهار آن را دشوار می‌کند.

وقتی سوگ جمعی با نارضایتی اجتماعی پیوند می‌خورد، مراسم مذهبی به کنش مدنی بدل می‌شود:

سوگواری به همبستگی می‌انجامد.

همبستگی به مطالبه‌گری.

و مطالبه‌گری به اعتراض.


حافظه‌ای که خاموش نمی‌شود

نام جان‌باختگان در این مراسم‌ها تنها یادآوری گذشته نیست؛ بلکه تبدیل به نماد آینده می‌شود. عکس‌ها، ترانه‌ها، شعارها و اشک‌ها شبکه‌ای از حافظه می‌سازند که فراتر از یک شهر و یک خانواده امتداد می‌یابد.

تاریخ بارها نشان داده است: هنگامی که مرگ به حافظه جمعی گره می‌خورد، خاموش کردن صداها دشوارتر می‌شود. چهلم‌ها در ایران امروز، نه فقط پایان یک دوره سوگواری، بلکه آغاز فصل تازه‌ای از روایت‌گری، یادآوری و مطالبه عدالت‌اند.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
Print

دیدگاهتان را بنویسید