...خوب بودن کافیست
تصویر جنگ همیشه با صدا آغاز میشود؛ صدای طبلهایی که پیش از آنکه گلولهای شلیک شود، در رسانهها به صدا درمیآیند. این روزها نیز طبلهای جنگ در خاورمیانه بلندتر از همیشه شنیده میشوند و گمانهزنیها درباره رویارویی احتمالی آمریکا و ایران، فضای تحلیلی و خبری را اشباع کرده است.
در میان انبوه روایتها، یکی از قابلتوجهترین تحلیلها از سوی ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا، «دیوید پتریوس»، مطرح شده است؛ فرمانده پیشین نیروهای ائتلاف در عراق و افغانستان و رئیس اسبق سازمان سیا. او در گفتوگویی با مجله Foreign Policy در تاریخ ۵ اسفند، ابعاد فنی و استراتژیک چنین جنگی را بررسی کرده است — نه از منظر شعار، بلکه از زاویه محاسبه.
پتریوس در تحلیل خود، ابتدا به تضاد میان تمایل سیاسی برای «عملیات سریع و برقآسا» و واقعیتهای سخت جغرافیایی ایران میپردازد. او سناریوهایی مانند «عملیات بریدن سر» را از نظر تئوریک ممکن میداند، اما تأکید میکند که جنگ با ایران، برخلاف برخی تصورات، مسیر همواری نخواهد داشت.
به باور او، بزرگترین چالش حمله نظامی، «محاسبات موشکی» است:
نبود اطلاعات دقیق درباره تعداد، محل استقرار و جابهجایی لانچرهای موشکی ایران. این عدم قطعیت، هرگونه برنامهریزی عملیاتی را پیچیده میکند.
او با اشاره به تجربه درگیریهای اخیر منطقه، یادآور میشود که حتی عبور محدود موشکها از سامانههای دفاعی میتواند به پایگاهها یا نیروهای آمریکایی آسیب وارد کند — سناریویی که از نظر نظامی، ریسک قابلتوجهی محسوب میشود.
نگرانی دیگر از دید پتریوس، شبکه نیروهای همسو با ایران در منطقه است؛ از حزبالله لبنان گرفته تا گروههای مسلح در عراق. این بازیگران، بهدلیل پراکندگی جغرافیایی و استقلال عملیاتی نسبی، در محاسبات جنگی به «متغیرهای غیرقابل پیشبینی» تبدیل میشوند.
او خروج کارکنان غیرضروری آمریکا از برخی کشورهای منطقه را بخشی از سیاستهای پیشگیرانه میداند — نشانهای از اینکه حتی پیش از شروع هر درگیری، مدیریت ریسک آغاز میشود.
پتریوس چند گزینه عملیاتی را برای آمریکا ترسیم میکند:
حمله نمایشی برای نمایش قدرت و فشار جهت توافق هستهای جدید
عملیات بریدن سر با هدف حذف مقامات ارشد
کارزار هوایی مداوم برای نابودی توان موشکی و هستهای
هدفگیری زیرساختهای پهپادی و نظامی مکمل
او اشاره میکند که استقرار صدها جنگنده، ناوهای منطقهای و موشکهای تامهاوک میتواند تخریب گستردهای ایجاد کند — اما مسئله فقط «توان تخریب» نیست، بلکه «پیامدهای بعد از آن» است.
یکی از نکات کلیدی تحلیل او، نبود پایگاههای مطمئن منطقهای برای چنین حملهای است. کشورهای حاشیه خلیج فارس، هرچند از تضعیف ایران استقبال میکنند، اما نگران پیامدهایی چون:
موج مهاجرت
بیثباتی منطقهای
گسترش گروههای رادیکال
هستند و همین، همکاری عملیاتی را محدود میکند.
پتریوس نسبت به سناریوی «تغییر رژیم» تردید جدی دارد.
او به انسجام نیروهای سپاه و بسیج، گستردگی ساختاری آنها، و نبود رهبری واحد در اپوزیسیون اشاره میکند.
حتی در سناریوی حذف رهبر ایران، او معتقد است که ساختار قدرت لزوماً فرو نمیپاشد — زیرا سازماندهی جایگزین مشخصی وجود ندارد.
به گفته او، آمریکا از طیف وسیعی از منابع اطلاعاتی بهره میبرد:
دادههای ماهوارهای
اطلاعات سایبری
همکاری اطلاعاتی با اسرائیل
با این حال، او تأکید میکند که محل دقیق لانچرهای متحرک همچنان نامشخص است — و همین، «مه جنگ» را غلیظ نگه میدارد.
در سوی مقابل، پتریوس چند توان بازدارنده ایران را برجسته میکند:
بستن تنگه هرمز
حملات قایقهای تندرو
عملیات پهپادی
فعالسازی نیروهای منطقهای
او همچنین به ریسک حمله به کشتیها اشاره میکند، هرچند معتقد است ناوهای آمریکایی از توان دفاعی بالایی برخوردارند.
از نگاه او، نه روسیه — درگیر جنگ اوکراین — و نه چین، وارد چنین جنگی نخواهند شد. چین احتمالاً سیاست «تماشا و مدیریت انرژی» را دنبال میکند.
پتریوس تنها یک تحلیلگر نیست؛ او ۳۷ سال در قلب ماشین جنگی آمریکا حضور داشته است. از فرماندهی «افزایش نیرو» در عراق تا طراحی دکترینهای ضدشورش.
او حتی در مقطعی با قاسم سلیمانی ارتباط غیرمستقیم داشته — روایتی که نشان میدهد جنگها فقط در میدان رخ نمیدهند، بلکه در کانالهای پنهان دیپلماسی نیز جریان دارند.
تحلیل پتریوس بیش از آنکه پیشبینی جنگ باشد، ترسیم «عدم قطعیت» است.
او نشان میدهد که جنگ احتمالی آمریکا و ایران، نه یک عملیات سریع، بلکه معادلهای چندلایه از مجهولات نظامی، منطقهای و سیاسی خواهد بود.
شاید مهمترین جمله نانوشته در میان سطور تحلیل او این باشد:
جنگها اغلب زمانی آغاز میشوند که بازیگران تصور میکنند همهچیز را میدانند — درحالیکه بیشترین چیزها ناشناخته است.
اگر بخواهی، میتوانم در گام بعدی:
نسخه کوتاهتر برای لینکدین یا تلگرام آماده کنم
سئو-تایتل و متا دیسکریپشن بدهم
یا لحن را احساسیتر / آکادمیکتر تنظیم کنم
چون هر مقاله، بسته به جایی که منتشر میشود، مثل یک موجود زنده رفتار میکند — در یک فضا تحلیل است، در فضای دیگر بیانیه.